به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، به نقل از پدال، یک موتور V۱۲ بدون توجه به اینکه زیر کاپوت چه خودرویی قرار گرفته باشد، همیشه احترام خاصی را برمیانگیزد. نشان V۱۲ روی گلگیر یک سدان لوکس یا یک سوپراسپرت قدرتمند، بار معنایی ویژهای دارد؛ زیرا این پیشرانهها معمولاً فقط در بالاترین تیپها و خاصترین محصولات خودروسازان به کار میروند. به بیان دیگر، آنها مخصوص خودروهای پرچمدار هستند؛ از فراریهای کلاسیک دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ و تویوتا سنچوری فوق لوکس گرفته تا لامبورگینی اونتادور و جگوار E-Type. نامهایی که در ذهن بسیاری از علاقهمندان خودرو حک شدهاند و سالها روی دیوار اتاق عاشقان دنیای خودرو خودنمایی کردهاند.
این موتورها قدرتمند، نرم، باوقار و از نظر بسیاری حتی باشکوهتر از هر پیشرانه رایج دیگری هستند؛ مگر آنکه صحبت از موتورهایی مانند بوگاتی W۱۶ باشد؛ اما همانطور که عمو بن در فیلم مرد عنکبوتی میگوید: قدرت زیاد، مسئولیت زیادی هم به همراه دارد، این جمله درباره موتورهای V۱۲ نیز کاملاً صدق میکند، بهویژه نمونههای بزرگتر و لوکستر آنها! هرچند موتورهای V۱۲ شاهکارهای مهندسی محسوب میشوند، اما به همان اندازه نیز به دردسرساز بودن شهرت دارند. دلایل متعددی وجود دارد که باعث شده این پیشرانهها هیچگاه به تولید انبوه نرسند که در ادامه به مهمترین آنها میپردازیم.
در این مطلب، مشکلات کلی موتورهای V۱۲ را بررسی میکنیم، نه ایرادهای اختصاصی هر موتور یا هر برند؛ زیرا تاریخچه این پیشرانهها آنقدر گسترده است که پرداختن به تمام ایرادهای اختصاصی آنها به صدها مطلب نیاز دارد. همچنین تمرکز ما روی خودروهای تولید انبوه است و نه نمونههای مسابقهای یا سفارشی. با این مقدمه همراه ما باشید.
موتورهای V۱۲ از پیچیدهترین طراحیهای دنیای پیشرانهها هستند
یکی از مهمترین دلایلی که موتورهای V۱۲ تا این اندازه محبوب هستند، نرمی و تعادل فوقالعاده آنهاست. این پیشرانهها از نظر بالانس، تقریباً بینقص محسوب میشوند؛ به این معنا که نیروهای ارتعاشی ناشی از حرکت پیستونها تقریباً یکدیگر را خنثی میکنند و در نتیجه موتور با کمترین لرزش ممکن کار میکند. به همین دلیل، این موتورها بهترین گزینه برای خودروهای لوکس به شمار میروند؛ خودروهایی که به دلیل ساختار پیچیده و مونتاژ دستی بسیاری از قطعات، چالشهای خاص خود را دارند.

در نگاه اول شاید تصور شود چنین موتوری باید ساختار سادهای داشته باشد و تا حدی هم این تصور درست است. در واقع، یک موتور V۱۲ چیزی نیست جز دو موتور شش سیلندر خطی که روی یک میللنگ مشترک قرار گرفتهاند. موتورهای شش سیلندر خطی نیز بهدلیل تعادل ذاتی خود، حتی نیازی به میل بالانسر ندارند؛ اما مشکل از جایی آغاز میشود که تمام این مجموعه را دو برابر میکنید.
کافی است نگاهی به فضای زیر کاپوت جگوار XJS مجهز به موتور V۱۲ بیندازید. این خودرو یکی از شلوغترین و پیچیدهترین محفظههای موتور تاریخ صنعت خودرو را دارد. انگار مهندسان ابتدا موتور را ساختهاند و سپس هر قطعه باقیمانده را بدون هیچ فضای خالی داخل محفظه موتور جا دادهاند و در نهایت درِ کاپوت را با زحمت بستهاند. بسیاری از مکانیکها این خودرو را یکی از سختترین مدلها برای تعمیر و سرویس میدانند.

البته همه موتورهای V۱۲ چنین شرایطی ندارند، اما واقعیت این است که وقتی با ۱۲ پیستون سروکار دارید که هرکدام به سوخت، جرقه، هوا و مسیر خروج دود نیاز دارند، پیچیدگی اجتنابناپذیر خواهد بود.
موتورهای V۱۲ در بسیاری از خودروها فضای بسیار محدودی دارند
این موضوع نیز تا حد زیادی به پیچیدگی ذاتی این موتورها بازمیگردد. وجود ۱۲ سیلندر به فضای بسیار زیادی نیاز دارد. بسیاری از خودروهای مجهز به موتور V۱۲ این مشکل را با استفاده از دماغههای کشیده یا محفظه موتور بزرگ حل کردهاند؛ مانند بی ام و ۸۵۰i با کاپوت بلند یا لامبورگینی میورا که کل قسمت عقب خودرو برای دسترسی به موتور باز میشود.
اما همه خودروها چنین شرایطی ندارند. برای مثال، در لامبورگینی کانتاش که موتور در بخش میانی قرار دارد یا آئودی Q۷ دیزل که انبوهی از تجهیزات فنی اطراف موتور قرار گرفتهاند، دسترسی به قطعات بسیار دشوار است.

نکته نخست این است که موتورهای V۱۲ ذاتاً بسیار طولانی هستند. حتی در موتورهای شش سیلندر خطی نیز تعویض تسمه تایم گاهی مستلزم باز کردن رادیاتور و قطعات متعدد است. حال تصور کنید همین عملیات را روی یک موتور V۱۲ مجهز به دو میلسوپاپ در هر ردیف سیلندر و در فضایی بسیار محدود انجام دهید. تعویض شمعها، کوئلها، دینام و بسیاری از قطعات دیگر نیز به دلیل تراکم بالای تجهیزات، معمولاً نیازمند دسترسی از زوایای بسیار سخت است.

البته برخی خودروسازان برای کاهش این مشکل راهکارهایی ارائه دادهاند. برای مثال، کاپوت جگوار E-Type بهصورت کامل به سمت جلو باز میشود و دسترسی بسیار مناسبی به موتور فراهم میکند؛ اما اگر خودرو از ابتدا با هدف سهولت تعمیرات طراحی نشده باشد، مانند آئودی Q۷ TDI، در برخی تعمیرات حتی ممکن است مجبور شوید کل موتور را از خودرو خارج کنید.
هزینه نگهداری موتورهای V۱۲ بسیار زیاد و تعمیر آنها زمانبر است
ابعاد بزرگ و ساختار پیچیده موتورهای V۱۲ باعث میشود رانندگی با آنها بسیار نرم و لذتبخش باشد، اما همین ویژگیها هزینه نگهداری را بهطور قابل توجهی افزایش میدهد. به همین دلیل است که گاهی خودروهای دستدوم آلمانی مجهز به موتور V۱۲ با قیمت نسبتاً پایین فروخته میشوند؛ زیرا بخش عمده هزینه واقعی آنها پس از خرید و هنگام مراجعه به تعمیرگاه مشخص میشود. البته اگر دانش فنی، ابزار مناسب و فضای کافی در اختیار داشته باشید، میتوانید بخشی از سرویسها را شخصاً انجام و هزینهها را کاهش دهید، اما انجام این کار برای همه امکانپذیر نیست.

یکی دیگر از مشکلات این موتورها آن است که تقریباً هیچگاه روی خودروهای معمولی نصب نشدهاند. خودروهای مجهز به موتور V۱۲ معمولاً مدلهایی خاص، لوکس یا تولید محدود هستند. حتی موتور ۱GZ-FE تویوتا سنچوری که یکی از بهترین موتورهای V۱۲ تاریخ محسوب میشود، خارج از بازار ژاپن متخصصان بسیار محدودی دارد.

همین مسئله درباره موتورهای V۱۲ مدرن نیز صدق میکند. تعداد بیشتر سیلندرها یعنی شمعهای بیشتر، کوئلهای بیشتر، سنسورهای بیشتر، اتصالات بیشتر، حجم بیشتر روغن موتور و مایع خنککننده و در نتیجه، نقاط بالقوه خرابی بیشتر. حتی اگر تعمیرکار کاملاً حرفهای باشد، انجام بسیاری از سرویسها صرفاً به دلیل تعداد زیاد قطعات زمان بیشتری میطلبد. برای مثال، تنها هزینه تعویض روغن یک مرسدسبنز S۶۰۰ مجهز به موتور V۱۲، اگر خودتان این کار را انجام ندهید، ممکن است به چند صد دلار برسد.
موتورهای V۱۲ مصرف سوخت بسیار بالایی دارند
اگر بخواهیم صادق باشیم، موتورهای V۱۲ تشنه سوخت هستند و این موضوع اصلاً عجیب نیست. هیچکس خودروی مجهز به موتور V۱۲ را به خاطر مصرف سوخت پایین خریداری نمیکند. دلیل این موضوع نیز کاملاً ساده است؛ ۱۲ سیلندر وجود دارد و هر سیلندر برای تولید نیرو به سوخت نیاز دارد.
از نظر تئوری میتوان از سامانه غیرفعالسازی سیلندرها، مشابه فناوری MDS در موتورهای HEMI، استفاده کرد؛ اما چنین راهکاری بخش بزرگی از جذابیت موتورهای V۱۲ را از بین میبرد. بسیاری از مالکان موتورهای HEMI نیز همین سیستم را حذف میکنند، زیرا علاوه بر افزایش پیچیدگی، احتمال خرابی را نیز بیشتر میکند. ضمن آنکه غیرفعال کردن بخشی از سیلندرها میتواند نرمی مثالزدنی موتورهای V۱۲ را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

واقعیت این است که تاکنون هیچ موتور V۱۲ در جهان با هدف صرفهجویی در مصرف سوخت طراحی یا تبلیغ نشده است. از سوی دیگر، این موتورها تقریباً همیشه روی خودروهای بزرگ، سنگین و مجهز به انبوهی از تجهیزات رفاهی نصب میشوند؛ بنابراین از همان ابتدا نیز با یک نقطه ضعف بزرگ در زمینه مصرف سوخت مواجه هستند؛ اما اگر این موتورها تا این اندازه پرمصرف هستند، چگونه خودروسازان هنوز هم آنها را تولید میکنند؟

پاسخ در استانداردهای CAFE (Corporate Average Fuel Economy) نهفته است. نکته کلیدی این استاندارد، واژه میانگین است. خودروسازان با تولید تعداد زیادی خودرو کممصرف، هیبریدی یا برقی، میانگین مصرف سوخت محصولات خود را کاهش میدهند و به این ترتیب میتوانند همچنان تعداد محدودی خودرو مجهز به موتورهای V۱۲ پرمصرف تولید کنند، بدون آنکه از سقف تعیینشده عبور کنند. به همین دلیل، از دید خودروسازان نیز انگیزه چندانی برای اقتصادیتر کردن موتورهای V۱۲ وجود ندارد؛ بنابراین اگر قصد خرید یک خودروی V۱۲ دستدوم را دارید، باید از همان ابتدا هزینه بالای سوخت آن را نیز در برنامه مالی خود لحاظ کنید.
۵۸۳۲۲



